دوست دارین شما هم غزل بگید ؟ شاید یک حافظ یا مولانایی چیزی شدیدا !
در حال وب گردی بودم که به این مطلب برخوردم
خودم که داشتم شعری رو که توی مثال اورده بود می خوندم به نظرم برای ریتم گرفتن یک آهنگ رپ مناسبتر بود
تا یک حال هوای عارفانه یا عاشقانه اما معنای جالبی داشت
اینم ترجمه ی این غزل انگلیسی
چه کسی به غریبه ای که در پشت در است توجه می کند ؟ من نمی دانم
آیا او یک یتیم فقیر است یا مفلوکی که تسلیم تقدیر خود شده ؟ من نمی دانم
سابقا جواب را می دانستم اما حالا ذهن من از شک انباشته شده
چگونه این بدیهیات نابود می شوند ؟ من نمی دانم
از روز تا به شب نگاه های تند ما دنیا را جهنم می کند
چرا چشمان تو پر از نفرت است ؟ من نمی دانم
من آموخته ام که انسانها برای آنچه انجام میدهند مورد احترامند
آیا این روزها ما فقط ارقامی سنگی هستیم که هیچ ارزش دیگری ندارند؟ من نمی دانم
حکمت سالیان آنچه است که اکنون به هیچ مبدل شده
به تلی از جکهای جدید و این سرهای طاس شده؟ من نمی دانم
ساقی دیگر شراب نمی دهد چه مقدار پول لازم است؟
آه عشق من این عطش نامقدس را سیراب کنم؟ من نمی دانم
روزگاری امیر از با ایمانان به حساب می آمد
حالا برای هر سوالی به راحتی می گویم که من نمی دانم

